تحلیل مبانی انسان‌شناختی نظریه‌های امپریالیستی ‌اکتساب‌محور

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته اندیشه معاصر مسلمین جامعه المصطفی(ص) و مدرس دانشگاه مجازی المصطفی(ص)

2 استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

3 کارشناسی ارشد رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام

10.22081/scs.2019.69223

چکیده

استفاده از اهرم‌های فکری در کنار فشارهای فیزیکی، ازجمله ابزارهای استعمارگران برای کنترل‌ سلطه‌شدگان بوده است تا علاوه بر اقناع و همراهی اختیاری و رضایتمندانه سلطه‌شدگان، توجیه مناسبی در مقابل پرسشگری وجدان‌های بیدار و قضاوت‌های عادلانه داشته باشند. این اهرم‌های فکری، بیشتر در قالب نظریه‌های «جبری‌محور» و  «اکتساب‌محور» به جوامع تزریق می‌شود تا با ذی‌حق‌ نشان دادن سلطه‌گران‌، استفاده از این منافع را حق طبیعی یا اکتسابی‌ آنها معرفی کند. این نظریات بر پایه مبانی انسان‌شناختی‌ای پی‌ریزی شده‌اند که نظام امپریالیستی هیچ تمایلی به آشکار شدن‌ آنها نداشته و بلکه برای جلوگیری از رسوایی، عامدانه‌ سعی در پنهان نگه­‌داشتن آن نیز داشته است‌. مؤلف این مقاله به دنبال یافتن مبانی انسان‌شناختی نظریات «اکتساب‌محور» نظام امپریالیستی است. پررنگ بودن ابعاد «من‌محوری» و «قوم‌محوری» ازجمله محورهای اساسی این نظریات است که «حقیقت‌یابی» و حتی «حقیقت‌سازی» را‌ خصوصیت انحصاری «سلطه‌طلبان» قلمداد کرده و با نگاه «انسان درجه دومی» یا «غیرانسانی» به سلطه‌شدگان‌، سلطه‌گران را شایسته و بایسته‌ رهبری و بهره‌مندی از منافع و حتی معیار «سعادتمندی» ، «سعادت‌یابی» معرفی می‌کند. 

کلیدواژه‌ها