«قاعده تقابل» به مثابه یک اصل در تحلیل اجتماعی متون دینی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه تهران

10.22081/scs.2018.67387

چکیده

مباحث میان‌رشته­ای در علوم انسانی-اسلامی و به‌خصوص از جهت امکان استفاده متون دینی در تحلیل و جامعه­شناسی تاریخی، بسیار حائز اهمیت است. پرواضح است که متن به‌تنهایی نمی­تواند مسیر معرفت‌افزایی را هموار کند. معرفت تاریخی عملاً بستر بسیاری از معارف دینی را شکل می­دهد. دخالت دادن مخاطب متن در تحلیل متن، معمولاً حلقه گم­شده دین­پژوهی است. تحلیل متن از زاویه انعکاس آن در مخاطب – چه مخاطب زمان صدور و چه مخاطب زمان نقل- تولیدکننده دو فضای متفاوت به نام «مسئلگی» و «تواتر انعکاسی» است. قاعده تقابل، یک قاعده طلایی است که از ارتباط بین این دو ناشی شده است. مفاد این قاعده آن است که مدلول مقام بیان در گزارش‌های تاریخی، معمولاً با مدلول فرامقام بیان (در بخشی که ناظر به مقام بیان است) تقابل دارد. بی‌توجهی به قاعده تقابل و دخالت ندادن مسئلگی و تواتر در تحلیل گزارش­های تاریخ اسلام، موجب نتیجه‌گیری‌های ناصواب درباره تحلیل تاریخ اجتماعی تمدن اسلامی شده است که در این آسیب، هم پژوهش­های بومی و هم مطالعات خاورشناسان، تا حدودی هم‌داستان­اند.

کلیدواژه‌ها