ارتباطات میان‌فرهنگی براساس نظریه کنش دعوتی در تناظر با کنش ارتباطی هابرماس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار جامعه المصطفی العالمیه و عضو هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات اجتماعی حوزه

10.22081/scs.2018.67384

چکیده

ارتباطات میان‌فرهنگی به ارتباط میان اعضای دو فرهنگ متفاوت اطلاق می‌گردد؛ افرادی که در دو جغرافیای فرهنگی قرار دارند با دشواری می‌توانند همدیگر را درک کنند. در ادبیات موجود در حوزه میان‌فرهنگی زبان، قومیت، نژاد، جغرافیای سیاسی و مانند آن را ملاک تمایز فرهنگی قلمداد کرده‌اند. در صورتی که بتوان «دین» را مهمترین عنصر و ملاک تمایز فرهنگی دانست، تغییراتی در مفهوم و قلمرو ارتباط میان‌فرهنگی رخ می‌دهد. با بررسی مفهوم‌شناسی فرهنگ از طریق روش‌شناسی بنیادین و نیز بررسی جایگاه معنا در کنش اجتماعی زاویه نگرش به این نوع از ارتباطات تحت‌تاثیر قرار گرفته و مسأله جدیدی را پیش روی محقق قرار می‌دهد به این‌نحو که: آیا می‌توان ارتباطات میان‌فرهنگی را به ارتباطات میان مسلمانان با غیرمسلمانان و به‌تعبیری ارتباط میان‌دینی تقلیل داد؟ تحلیل فرهنگ و معنای کنش از نگاه روش‌شناسی بنیادین و نیز با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی در متون اسلامی، پاسخ مثبتی به پرسش مزبور داده می‌شود؛ چون هم تعریف فرهنگ به‌دلیل نقش پررنگ دین در آن و هم هدف و فلسفه ارتباط(به‌ویژه از نگاه اسلامی) بر این دیدگاه اثر می‌گذارد و نتیجه آن اتخاذ رویکرد جدیدی در جهت نظریه «کنش دعوتی» است.

کلیدواژه‌ها