<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات فرهنگی اجتماعی حوزه</title>
    <link>https://gnoe.bou.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات فرهنگی اجتماعی حوزه</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>فرآیند بسط انگاره توحید در ساحت معرفتی جهان اجتماعی از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79918.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;جهان اجتماعی&amp;amp;raquo;، تباری پدیدارشناسانه دارد و در خاستگاه خود، به دنبال &amp;amp;laquo;نحوه شناخت امر اجتماعی&amp;amp;raquo; و چگونگی شکل‌گیری جهان بیناذهنیت است. با توجه به رویکرد اجتماعی آیت‌الله خامنه‌‌ای در فهم و بازتفسیر توحید، پژوهش حاضر درصدد است با رویکرد تحلیلی، فرایند معرفتی جهان اجتماعی توحیدی را از منظر ایشان بررسی کند. یافته‌‌ها نشان می‌دهد که جهان معنایی توحید، تا از طریق سازوکارهای عینیت‌بخش به مرحلۀ مفاهیم کاربردی و عملیاتی نرسد، نمی‌تواند تحولی را در ساحت‌های مختلف جهان اجتماعی ایجاد کند و به سویه‌های خود در بُعد اجتماعی، امتداد عینی بخشد. آیت‌الله خامنه‌ای به‌منظور تنیده شدن توحید در بافتار اجتماعی و ظهور تعیّنات آن در هستی‌های اجتماعی، چهار گام در فرایند بسط آموزه توحید در ساحت معرفتی جهان اجتماعی در پیش گرفتند که عبارتند از: تعیّن‌بخشی اجتماعی مفاهیم توحیدی، انضمام‌سازی توحید از بستر علوم انسانی، تبدیل نهضت ترجمه به نهضت تولید علم و طراحی منظومه‌های فکری که ثمره این فرایند، تحقق مرجعیت علمی براساس اصل توحید و نفی سلطه علوم غیروحیانی خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و نقد دیدگاه نشانه‌شناختی فردینان دو سوسور از منظر مبانی معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی حکمت متعالیه (با تأکید بر آرای حمید پارسانیا)</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79921.html</link>
      <description>نشانه‌شناسی، به‌مثابه دانشی بنیادین در تحلیل زبان و معنا، از اواخر قرن نوزدهم با آرای فردینان دو سوسور وارد مرحله‌ای نوین شد. در منظومه‌ فکری سوسور، معنا نه از طریق ارجاع مستقیم به واقعیت بیرونی، بلکه از رهگذر روابط درونی و تقابل‌های ساختاری میان نشانه‌های زبانی پدید می‌آید. این رویکرد، با وجود تأثیر گسترده در حوزه‌هایی چون زبان‌شناسی، نقد ادبی و تحلیل گفتمان، از سوی جریان‌های فلسفی به‌ویژه در ابعاد معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی با نقدهای جدی مواجه شده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل تطبیقی- انتقادی، در چهار مرحله (توصیف نظریه سوسور، تبیین مبانی حکمت متعالیه، مقایسه تطبیقی و ارزیابی نهایی) سامان یافته است. در این چارچوب، دیدگاه‌های سوسور و حمید پارسانیا ـ به‌عنوان نماینده‌ خوانش معاصر از حکمت متعالیه ـ بازسازی و سپس بر مبنای مبانی فلسفی و معرفتی مقایسه شدند. نتایج تحقیق نشان داد که دو رویکرد در سه حوزه‌ اساسی تفاوت‌های بنیادین دارند: معرفت‌شناسی (خودبسندگی معنا در برابر پیوند آن با حقیقت وجود)، هستی‌شناسی (نظام بسته و قراردادی زبان در برابر زبان به‌عنوان تجلّی حقیقت وجود)، و نقش انسان (انفعال فاعل در برابر فاعلیت مختار و آگاه). همچنین می‌توان میان &amp;amp;laquo;عینیت زبان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نقش فعال فاعل انسانی&amp;amp;raquo; جمع کرد؛ نکته‌ای که نه در نقدهای پساساختارگرا و نه در مطالعات تطبیقی پیشین، به این وضوح مطرح نشده است. بر این اساس، مقاله‌ حاضر الگویی بدیل مبتنی بر حکمت متعالیه ارائه می‌دهد که در آن زبان به‌ عنوان تجلّی حقیقت و واسطه‌ای اصیل میان انسان و عالم تلقی می‌شود؛ الگویی که می‌تواند هم در غنای نظریات فلسفه‌ زبان و معناشناسی مؤثر باشد و هم در بازاندیشی علوم انسانی اسلامی و سیاست‌گذاری‌های فرهنگی الهام‌بخش واقع شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طرح یک عاملیت فطرت‌بنیان: گذر از دوگانه‌ ساختار و عاملیت در اندیشه‌ شهید مرتضی مطهری</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79972.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تبیین خاستگاه و حقیقت عاملیت انسانی در نسبت با نیروهای قوام‌بخش نظم اجتماعی و ارائه مبنایی پایدار برای کنش انتقادی است. رهیافت‌های متعارف جامعه‌شناختی، از جبرگرایی ساختاری تا نظریه‌های تلفیقی، عمدتاً به دلیل فقدان یک نقطه اتکای وجودشناختی فرا اجتماعی، در توجیه مقاومت عاملیت ناکام می‌مانند. از این‌رو، پژوهش حاضر با استخراج و صورت‌بندی نظریه &amp;amp;laquo;عاملیت فطرت‌بنیان&amp;amp;raquo; از منظومه فکری شهید مرتضی مطهری، به دنبال ارائه یک چارچوب نظری بدیل برای عبور از این بن‌بست است. مسئله اصلی آن است که نظریه &amp;amp;laquo;عاملیت فطرت‌بنیان&amp;amp;raquo; در اندیشه مطهری، چگونه می‌تواند با ارائه یک منبع معیار وجودشناختی و مستقل برای کنشگر، به خلأ تبیینی و &amp;amp;laquo;معضل معیار&amp;amp;raquo; در نظریه‌های جامعه‌شناختی رایج پاسخ دهد؟ به عبارت دیگر، این نظریه چگونه در برابر تقلیل‌گرایی اجتماعی مقاومت کرده و الگویی پایدار برای کنش انتقادی تحول‌خواه در برابر ساختارهای قاهر می‌سازد؟ روش‌ این تحقیق مبتنی بر &amp;amp;laquo;بازسازی مفهومی&amp;amp;raquo; است. در این رویکرد تحلیلی، مفاهیم بنیادین انسان‌شناسی مطهری (به‌ویژه میدان مفهومی سه‌گانه غریزه، عادت و فطرت) به‌صورت فعالانه برای حل یک معضل دیرپا در جامعه‌شناسی نظری بازخوانی می‌شوند. در این فرآیند، اندیشه مطهری به‌عنوان بنیان یک مدل تحلیلی استخراج شده و در نسبت انتقادی با چالش‌های نظریه‌های معاصر (نظیر آراء دورکیم، پارسونز و نظریه انتقادی) صورت‌بندی مجدد می‌گردد. یافته‌ها نشان می‌دهد که در این الگو، &amp;amp;laquo;فطرت&amp;amp;raquo; نه‌تنها یک تمایل روانی، بلکه یک اصل هستی‌شناختی ثابت است که منبع مستقل نقد را پیش از هر برساخت اجتماعی در درون انسان جای می‌دهد. برخلاف غریزه و عادت، فطرت سرشت ویژه انسانی و معطوف به ارزش‌های متعالی است. در این رویکرد، ساختارها خنثی نبوده و در دوگانه حق و باطل ارزیابی می‌شوند. تقابل میان سرشت اولیه (فطرت اصیل با گرایش به حقیقت و عدالت) و سرشت ثانویه (ملکات اکتسابی از ساختارهای اجتماعی)، منازعه عاملیت- ساختار را به یک &amp;amp;laquo;تضاد وجودشناختی درونی&amp;amp;raquo; در عامل انسانی منتقل می‌کند که امکان استقلال منطقی و مقاومت بنیادین را فراهم می‌سازد. چارچوب فطرت‌بنیان، راهی بدیل برای عبور از بن‌بست‌های جبرگرایی ساختاری و اراده‌گرایی بی‌بنیان می‌گشاید. این الگو نشان می‌دهد که عاملیت نیرویی است که اصالت و معیار خود را از اجتماع نمی‌گیرد، بلکه از فطرت استمداد می‌جوید. با تفکیک امر اصیل و فراتاریخی از تجلّیات عارضی و تاریخی، این رویکرد نظریه کنشی مبتنی بر اصالت، مسئولیت‌پذیری فردی و امید تکاملی را بنیان می‌نهد که ظرفیت بالایی برای نقد ساختارهای سلطه دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قرابت گزینشی و امکان نسبت‏مندی معنا و علّیت در اندیشه‏های ماکس وبر و نقد آن براساس حکمت متعالیه</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79786.html</link>
      <description>ماکس وبر، جامعه‌شناس آلمانی، به دلیل تأکید بر اهمیت معنا و تفهم در تحلیل پدیده‌های اجتماعی مشهور است. علّیت، در نگاه جامعه&amp;amp;rlm;شناسان پیش از وی مطمح&amp;amp;rlm;نظر بود؛ لکن، وی در نظریه اجتماعی، معنا را نیز اضافه کرد. این تقریر از نسبت بین معنا و علّیت، در سپر اندیشه&amp;amp;rlm;ای و حِکمی متعالیه مورد نقد و بررسی قرار می&amp;amp;rlm;گیرد. پرسش پژوهش حاضر ناظر به مناسبات معنا با علّیت در نظریه اجتماعی وبر بوده و نسبت این دو امر مورد پرسش قرار گرفته است. روش تحقیق تحلیلی- تبیینی است. نتایج نشان داد، وبر با انتقاد از روش‌های از پیش تعیین‌شده‌، که به واسطه تصویر علّیت در اندیشه پوزیتیویسم رواج داشت، درصدد ترسیم این امر است که علّیت در علوم انسانی باید به صورت پیچیده‌تری مورد بررسی قرار گیرد و شامل عوامل متنوع و غیرقابل پیش‌بینی گردد. وی به جای استفاده از مفهوم کارکرد در اندیشه پوزیتیویست&amp;amp;rlm;ها و یا دیالکتیک در اندیشه هگل یا مارکس، از مفهوم قرابت گزینشی برای توضیح نحوه&amp;amp;rlm; نسبت معنا و علیت استفاده کرده است. حکمت متعالیه مدعی است که این مفهوم در چرخش کوپرنیکی قابل فهم بوده و قوس نزول ماسوی الله به واسطه چنین چرخشی حذف شده و قوس صعود نیز فارغ از هرگونه تعالی مدنظر قرار می&amp;amp;rlm;گیرد. لذا، ابعاد متعالی و غیبی هستی انکار می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>صورت‌بندی انسان اجتماعی در اندیشه علامه مصباح یزدی</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79928.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر تبیین جامع ابعاد اجتماعی بودن انسان براساس اندیشه علامه مصباح یزدی بوده است. این پژوهش سعی دارد با تمرکز بر اندیشه‌های علامه، ضمن بررسی مبانی و ماهیت انسان اجتماعی، ویژگی‌ها، الزامات و پیامدهای زیست جمعی را از منظر ایشان تبیین نماید، تا زمینه دستیابی به الگویی هویت‌ساز بر پایه مبانی دینی و عقلانی فراهم آید. روش این تحقیق توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای است. داده‌ها با روش تحلیل مضمون پردازش شده، تا بتوان تصویری جامع از دیدگاه ایشان ارائه کرد. از منظر علامه مصباح یزدی، انسان به‌طور فطری اجتماعی آفریده شده و میل به زیست جمعی، نیاز به رشد معنوی و اخلاقی و تمایل به همکاری و ارتباط، در سرشت انسان نهادینه شده است. ایشان عوامل فطری، عقلانی و عاطفی را در اجتماعی بودن انسان مؤثر می‌دانند و بر این باورند که انسان ضمن کنشگری فعال در جامعه، خودسازی فردی را نیز دنبال می‌کند. جامعه و فرهنگ تنها زمینه‌ساز شکوفایی استعدادهای فطری انسان هستند و نقش اصلی برعهده فطرت انسانی است. غایت نهایی زیست اجتماعی، تحقق کمال معنوی و تقرب الهی بوده و زندگی اجتماعی ابزاری برای نیل به این هدف متعالی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساختارسازی اجتماعی؛ پیشران نهادینه‌سازی ارزش‌ها در منابع اسلامی</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79925.html</link>
      <description>در دین اسلام، انسان‌ها شئون وجودی و امتداد یکدیگرند و به لحاظ هستی‌شناختی، کمالشان در شبکه ارتباطی و تعامل جمعی آنها نهاده شده است. از این منظر، جامعه اسلامی، ماهیتی شبکه‌ای و اندام‌وار دارد که پیوندهای متراکم و نسبت‌های جمعی چندلایه آن، بستری برای تحقق ارزش‌ها فراهم می‌آورد. دین اسلام برای نهادینه‌سازی ارزش‌ها و تبدیل آنها به رفتار، این پیوندها و نسبت‌های جمعی را به ساختار اجتماعی تبدیل نموده است. پژوهش حاضر، با رویکردی کیفی و مبتنی بر روش دلالت‌پژوهی، درصدد تبیین نقش ساختارسازی اجتماعی در فرآیند نهادینه‌سازی ارزش‌های متعالی از منظر دین اسلام است. بدین منظور، دلالت‌های منابع دینی و آثار اندیشمندان اسلامی در این زمینه، استخراج گردیده و در قالب یک مدل مفهومی، ساماندهی شده است. اکنون پرسش اساسی آن است که ساختارسازی اجتماعی چگونه فرآیند نهادینه‌سازی ارزش‌ها را در جامعه دینی سامان می‌بخشد؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اولاً، تحقق جامعه ولائی و رشد جمعی، نیازمند یک نظام اجتماعی پیوسته است که در آن، ارزش‌های الهی و انسانی از طریق سه ساختار اجتماعی &amp;amp;laquo;نهادی، رابطه‌ای و جسمیت‌یافته&amp;amp;raquo;، از سطح باور و هنجار به سطح کنش و زیست روزمره تبدیل می‌شوند. ثانیاً، برخلاف نظریه اجتماعی سکولار که مبتنی بر استیلاء و بازار است، دال مرکزی این نظام ارزشی، مفهوم متعالی &amp;amp;laquo;ولایت&amp;amp;raquo; می‌باشد که تمام روابط، کنش‌های جمعی و رویکردهای اجتماعی و حکمرانی را معنا و جهت می‌دهد. ثالثاً، این فرایند با &amp;amp;laquo;توسعه گرایشات فطری و نسبت‌ها و روابط&amp;amp;raquo; از فرد به اجتماع و از اجتماع کوچک‌تر به جامعه بزرگ‌تر، همواره فضائل و هنجارها را در شبکه ارتباطی بین اعضای جامعه به جریان می‌اندازد و سپس آنها را با &amp;amp;laquo;نظام حقوق و تکالیف&amp;amp;raquo; استحکام و ضمانت اجرا می‌بخشد. باید توجه داشت که این سازوکار، نه‌تنها در نهادینه‌سازی ارزش‌های دینی، بلکه در تثبیت ارزش‌های ملی، قوانین مدنی و فرهنگ شهروندی، یک مدل بنیادین و کارآمد است. نوآوری نظری این پژوهش، صورت‌بندی ارزش‌های اسلامی بر پایه ساختارهای اجتماعی سه‌گانه (با الهام از چارچوب‌های نظری معاصر) و ارائه یک مدل مفهومی جدید برای جامعه‌پردازی اسلامی است که با تحول نظری در دانش اجتماعی اسلامی، افقی نو به سوی پژوهش‌های کاربردی در مهندسی اجتماعی دینی و سازوکارهای تربیت همگانی می‌گشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>صورت‌بندی مفهومی انحراف ‌اجتماعی در انگاره اسلامی</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79930.html</link>
      <description>مفاهیم در دستگاه نمادین زبان، نزدیک به یکدیگر استعمال شده، معنای ملموس خود را از مجموع دستگاه به دست می‌آورند. کشف معانی نسبی کلمات مستلزم دانستن دستگاه تصوری است که دستگاه زبانی درصدد بیان آن است. انحراف ‌اجتماعی از مفاهیم کانونی بوده که در انگاره‌های متفاوت، معانی و صورت‌بندی‌های نسبتاً متفاوتی را تداعی می‌کند. این پژوهش با ترکیبی از روش‌شناسی تفسیر موضوعی علامه و رویکرد معناشناختی ایزوتسو و با روش تحلیلی، کوشیده است به این پرسش پاسخ دهد که مفهوم انحراف ‌اجتماعی در انگاره اسلامی چگونه صورت‌بندی می‌شود؟ برای تحقق این مهم، مفهوم انحراف ‌اجتماعی به‌مثابه مفهوم کانونی مدنظر قرار گرفته، و ابعاد آن با ارجاع به مفاهیم کلیدی مرتبط واکاوی شده‌اند. نخست، بر مبنای مفاهیم طیبه و خبیثه، تیب‌های ایده‌آل جامعه سالم و معیوب تحلیل و بنیادهای معرفتی آسیب‌شناسی اجتماعی و نارسایی‌های پژوهشی در این حوزه آشکار شده است. پس از مفهوم‌شناسی، مفاهیم محوری حق، عدالت و همبستگی به‌مثابه مبانی نظری و اصول معیاری تشخیص انحرافات ‌اجتماعی در انگاره اسلامی بررسی شده‌اند. آنگاه به‌منظور رتبه‌بندی انحرافات ‌اجتماعی، معیارها و شاخص‌های وزن‌دهی آنها از منابع دینی استخراج و استنباط گردیده‌اند که با ارجاع به آن‌ها، ترتیبات نهادی انحرافات ‌اجتماعی در سطوح پنج‌گانه انحرافات ‌اعتقادی، هویتی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تحلیل شده است. کلیه این مباحث درهم ‌تنیده، نحوه صورت‌بندی مفهوم انحراف ‌اجتماعی در انگاره اسلامی را بازتاب می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجربیات زنان متأهل در شهر کرمان از چالش‌های خانوادگی و نقش ارزش‌های دینی در شکل‌گیری درک آن‌ها</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79919.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر تبیین تجربه‌های زنان متأهل از چالش‌های زندگی خانوادگی و بررسی نقش ارزش‌های دینی در نحوه تفسیر و مواجهه آنان با این چالش‌ها در شهر کرمان است. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۳۶ زن متأهل که به‌صورت هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری شده و فرایند مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع داده‌ها ادامه یافت. تحلیل داده‌ها براساس رویکرد تحلیل مضمون انجام شد که به استخراج هفت مضمون فراگیر، 18 مضمون سازمان‌دهنده و 38 مضمون پایه انجامید. یافته‌ها نشان داد زنان متأهل در بستر زندگی خانوادگی با مجموعه‌ای از چالش‌های هویتی، اقتصادی، تربیتی و فرهنگی مواجه‌اند و در تلاش برای ایجاد تعادل میان نقش‌های خانوادگی، فردی و اجتماعی قرار دارند. در این میان، ارزش‌ها و باورهای دینی برای بسیاری از مشارکت‌کنندگان به‌عنوان منبعی معنایی و حمایتی عمل می‌کند و چارچوبی تفسیری برای فهم و مدیریت موقعیت‌های دشوار فراهم می‌آورد. همچنین بهره‌گیری از کنش‌های دینی همچون دعا، نیایش و مشارکت در شبکه‌های مذهبی با تقویت احساس حمایت، آرامش روانی و کنترل ادراک‌شده در تجربه آنان همراه است. زنان از منابع دینی نه صرفاً به‌عنوان مجموعه‌ای از هنجارهای الزام‌آور، بلکه به‌عنوان سرمایه‌ای فرهنگی و معنوی برای بازتعریف نقش‌های خود در خانواده و مدیریت فشارهای اجتماعی و فرهنگی بهره می‌گیرند؛ فرایندی که در نهایت به تقویت احساس عاملیت و تاب‌آوری آنان در مواجهه با چالش‌های زندگی خانوادگی می‌انجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پدیدارشناسی مسئله مهاجرت زنان متأهل در دفاتر اسناد رسمی اصفهان</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79923.html</link>
      <description>پدیده مهاجرت زنان ایرانی، به‌ویژه زنان متأهل، در دهه‌های اخیر به‌عنوان بخشی از روند &amp;amp;laquo;زنانه شدن مهاجرت&amp;amp;raquo; اهمیت روزافزونی یافته است. زنان متأهل در موقعیت تنشی میان نقش‌های سنتی خانوادگی و تمایل به خودتحققی قرار دارند و تجربه آنان از مهاجرت با تعارضات هویتی، اجتماعی و فرهنگی همراه است؛ به‌ویژه در شهر اصفهان که جامعه‌ای در حال گذار میان سنّت و مدرنیته می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف فهم چگونگی پدیدار شدن مهاجرت برای زنان متأهل اصفهانی، به تحلیل تجربه زیسته آنان در مرحله تصمیم‌گیری مهاجرت پرداخته است. این مطالعه با رویکرد پدیدارشناسی و با بهره‌گیری از تحلیل مضمون، تجربه زنان متأهل ایرانی را که قصد مهاجرت داشته یا در آستانه مهاجرت قرار گرفته‌اند، بررسی می‌کند. چارچوب نظری پژوهش بر سپهرهای سه‌گانه ژاک لاکان (خیالی، نمادین، واقع) استوار است تا تعامل میان تمنّاهای فردی، فشارهای اجتماعی و محدودیت‌های فرهنگی در فرآیند تصمیم‌سازی مهاجرتی تحلیل شود. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و در بستر دفاتر اسناد رسمی اصفهان گردآوری شد؛ جایی که تصمیم‌های خانوادگی و تعهدات حقوقی مرتبط با مهاجرت قابل مشاهده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که تجربه مهاجرت زنان در سه سطح شکل می‌گیرد: ۱) در سپهر خیالی، مهاجرت به‌ عنوان راهی برای رهایی از ناکامی‌های زیسته و دستیابی به زندگی مطلوب تصور می‌شود؛ ۲) در سپهر نمادین، فشار نقش‌های جنسیتی، نابرابری فرصت‌ها، محدودیت‌های شغلی و انتظارات خانواده، تصمیم زنان را محدود می‌کند؛ ۳) در سپهر واقع، فقدان‌ها و میل‌های ارضاء نشده، به شکل فانتزی امید به زندگی بهتر در خارج از کشور بروز می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>«الگوی سوم زن» در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب: تبیین هویت در تمایز با الگوهای رقیب (متجدد و سنّتی)</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79931.html</link>
      <description>هویت و جایگاه زن در جهان معاصر به کانون منازعات تمدنی بدل شده است. در این راستا، گفتمان انقلاب اسلامی &amp;amp;laquo;الگوی سوم زن&amp;amp;raquo; را در برابر دو الگوی رقیب &amp;amp;laquo;متجدد‌&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سنتی&amp;amp;raquo; به‌عنوان بدیلی تمدنی مطرح می‌کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل منطق درونی این الگو در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب و براساس چارچوب نظری &amp;amp;laquo;فطرت&amp;amp;raquo; انجام شده است. این تحقیق با روش تحلیل مضمون، تمامی بیانات و پیام‌های مرتبط با حوزه زن و خانواده (۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳) استخراج ‌شده از پایگاه حفظ و نشر آثار رهبری را واکاوی کرده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که الگوی سوم بر چهار مضمون فراگیر استوار است: تبیین هویت &amp;amp;laquo;فطری&amp;amp;raquo; زن در ساحت خانواده، حضور اجتماعی زن (فعال و چارچوب‌مند، تبیین هویت از طریق مرزبندی گفتمانی با الگوهای رقیب)، و در نهایت، مبانی فطرت‌محور الگوی سوم. نتیجه آنکه، الگوی سوم، بدیلی تمدنی و منسجم است که با انحلال دوگانه‌ کاذب نقش‌های خانگی/ اجتماعی و تأکید بر &amp;amp;laquo;عدالت جنسیتی&amp;amp;raquo; به ‌جای برابری صوری، پیشرفت زن را در امتداد کمال انسانی او محقق می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الهیات اجتماعی جنسیت در «نظریه الگوی سوم زن مسلمان» (مبانی، ضرورت، اهداف، وابسته‌ها)</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79926.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بازسازی الهیات اجتماعی جنسیت براساس منظومه فکری مقام معظم رهبری در &amp;amp;laquo;نظریه الگوی سوم زن مسلمان&amp;amp;raquo; است. این مطالعه با روشی تحلیلی به بررسی نظام‌مند بیانات رهبر معظم انقلاب و استخراج و طبقه‌بندی مؤلفه‌های بنیادین الهیات اجتماعی جنسیت پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که الهیات اجتماعی جنسیت به‌مثابه یک فراگفتار، ضمن نقد همزمان خوانش‌های سنّتی متحجّرانه و پارادایم‌های سکولار غربی، &amp;amp;laquo;الگوی سوم&amp;amp;raquo; را صورت‌بندی می‌کند. این الگو بر مبانی هستی‌شناختی، تفاوت‌های تکوینی و نقش‌آفرینی چندلایه در عرصه‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی استوار است. این نظریه با عبور از دوگانه &amp;amp;laquo;خانه‌نشینی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ابزارانگاری مدرن&amp;amp;raquo;، هویت زن را در پیوند میان ایمان، عفاف و کنشگری تمدن‌ساز تعریف می‌نماید. توحید، اصل فطرت، تبیین هویت زن با نگاه فرامادی، برشماری خانواده به عنوان سنّت الهی، اصل حیاء به عنوان مبنای هنجاری دو جنس، نگاه انتقادی به اندیشه غرب در مورد تفاوت‌های جنسیتی، ازجمله مبانی الهیات اجتماعی این الگو است. تأثیرگذاری زن به عنوان متصدی اصلی تربیت نسل، تأثیرگذاری بی‌بدیل بر اجتماع، بزرگداشت خانواده و نقش‌های خانوادگی به عنوان ضرورت تمدنی، و مقابله با تهاجم فرهنگی و مهندسی اجتماعی دشمن، به عنوان ضرورت هویتی، ضرورت&amp;amp;lrm;های این الهیات اجتماعی هستند. رسیدن زن به کمال وجودی خویش به عنوان هدف غایی، احقاق حقوق انسانی و حقیقی زن، تبیین و تثبیت الگوی زن مسلمان به عنوان هدف هویتی، از اهداف این الهیات اجتماعی است. اتکاء بر مبانی اسلامی و اجتناب از انفعال و تقلید، نقد ریشه‌ای معرفت‌شناسی مادی غرب، از بایسته‌های معرفتی این الگو می‌باشد. سیاست‌گذاری برای فراهم‌سازی زمینه شکوفایی همه‌جانبه زنان و دستیابی آنان به سعادت مادی و معنوی، مقاومت در سیاست‌های فرهنگی و قانونی در برابر الگوهای تحمیلی و تشبه‌سازی زن به مرد، و وضع و اجرای قوانین حمایتی برای صیانت از کرامت و امنیت زنان در جامعه، از بایسته‌های سیاسی این الهیات است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی رهبری مادرانه در کارآفرینی اجتماعی: کاوش تجربۀ زیستۀ رباب صدر با رویکرد نظریۀ زمینه‌ای</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79913.html</link>
      <description>کارآفرینی اجتماعی به‌مثابه رویکردی نوآورانه برای پاسخ به نیازهای حل‌نشدۀ جامعه، مرزهای سنّتی میان بخش‌های دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی را درهم شکسته و بر خلق ارزش اجتماعی پایدار تمرکز دارد. مؤسسات امام موسی صدر در لبنان یکی از موفق‌ترین نمونه‌های کارآفرینی اجتماعی در جهان اسلام تبدیل هستند. این موسسات که طی نزدیک به شصت سال تحت هدایت خانم رباب صدر فعالیت کرده‌اند، مورد مطالعاتی مطلوبی برای مطالعۀ الگوی رهبری کارآفرینان اجتماعی به‌شمار می‌روند. پژوهش حاضر با هدف کاوش عمیق و نظام‌مند تجربه زیسته رباب صدر در مدیریت موسسات امام موسی صدر در شهر صور لبنان و طراحی الگوی رهبری ایشان، به دنبال پاسخگویی به این سوال اصلی است که الگوی رهبری مادرانه در کارآفرینی اجتماعی بر اساس تجربه زیسته خانم رباب صدر چگونه است. این پژوهش براساس روش نظریۀ زمینه‌ای (داده‌بنیاد) و رویکرد کلاسیک گلیزری انجام شده است. داده‌های این پژوهش از طریق انجام هفده مصاحبۀ هدفمند و عمیق با مدیران، کارشناسان و چهره‌های آشنا با موسسات و تجربۀ خانم صدر، گردآوری شدند. کدهای باز حاصل از کدگذاری کامل مصاحبه‌ها مرتبط با وجوه شخصیت کارآفرین 150 مفهوم بود که پس از چهار نوبت بازبینی، طی مرحلۀ کدگذاری محوری با رویکرد کدگذاری خانوادۀ راهبردی به هفده راهکنش و سپس در نتیجۀ کدگذاری انتخابی چهار راهبرد بدست آمد. الگوی نهایی نشان می‌دهد که رهبری رباب صدر، نوعی از &amp;amp;laquo;کنش راهبردی یکپارچه&amp;amp;raquo; است و ایشان به طور مداوم در حال &amp;amp;laquo;مدیریت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مذاکره&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مانور&amp;amp;raquo; در سه سطح هستند: ۱) سطح فردی و سازمانی از طریق مدیریت سرمایۀ انسانی، ۲) سطح اجتماعی و سیاسی از طریق کنشگری هوشمندانه در محیط و ۳) سطح بحران و آینده از طریق مدیریت نوآورانۀ مسایل. کارآفرین اجتماعی براساس این الگو با تکیه بر میراث ارزشی قدرتمند خود، مجموعه‌ای از راهبرد‌ها را برای مدیریت منابع، کنشگری در محیط‌های پیچیده و هدایت موسسات به سمت پایداری و تحقق مأموریت اجتماعی به‌کار می‌گیرد. این رهبری مادرانه و کارآفرینانۀ رباب صدر فرآیندی چندلایه است که در آن، سرمایه‌های نمادین و شخصیتی (راهبرد ۱) به گونه‌ای راهبردی به‌کار گرفته می‌شوند، تا بستری از مشروعیت و نفوذ ایجاد کنند. این بستر، اجرای موفقیت‌آمیز راهبردهای عملیاتی دیگر شامل مدیریت نیروهای انسانی (راهبرد ۲)، حرکت در محیط (راهبرد ۳) و راهبری در چالش‌ها و نوآوری (راهبرد ۴) را ممکن می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی نسبت معنویت با عدالت، براساس موضوعیت یا طریقیت</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79924.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکردی تحلیلی و انتقادی، به بررسی نسبت میان معنویت و عدالت می‌پردازد و می‌کوشد روشن کند که آیا معنویت در حیات انسانی، غایت و هدف نهایی است یا ابزاری برای تحقق عدالت اجتماعی. افزون‌بر این، پژوهش حاضر تلاش دارد نشان دهد که این پرسش نه صرفاً یک بحث نظری، بلکه دغدغه‌ای بنیادین در فلسفه‌ اجتماعی و اخلاق کاربردی معاصر است. بر این اساس، دو دیدگاه اصلی مورد تحلیل قرار گرفته است: نخست، دیدگاهی که معنویت را &amp;amp;laquo;موضوعیت‌دار&amp;amp;raquo; می‌داند و آن را ارزش مستقل و درونی انسان تلقی می‌کند؛ دوم، دیدگاهی که برای معنویت &amp;amp;laquo;طریقیت&amp;amp;raquo; قائل است و آن را زمینه‌ساز تحقق عدالت و اخلاق اجتماعی می‌بیند. در تکمیل این دو رویکرد، پژوهش حاضر تأکید می‌کند که هر یک از این نگرش‌ها دارای پیشینه‌های گسترده‌ای در سنّت‌های فکری مختلف، از الهیات گرفته تا مطالعات فرهنگی و جامعه‌شناسی دین است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر یک از این دو نگرش به‌تنهایی ناقص است. معنویت فردی بدون عدالت اجتماعی به فردگرایی و انزوا می‌انجامد، و عدالت بدون پشتوانه‌ معنوی به نظمی خشک و بی‌روح تبدیل می‌شود. این نتیجه با بسیاری از مطالعات میان‌رشته‌ای که بر پیوند میان ارزش‌های درونی و ساختارهای اجتماعی تأکید دارند، هم‌خوانی دارد و اهمیت توجه توأمان به هر دو ساحت را یادآور می‌شود. در نتیجه، نسبت میان معنویت و عدالت نه در تقابل، بلکه در پیوندی دوسویه و تکمیلی قرار دارد؛ به گونه‌ای که معنویت بستر اخلاقی تحقق عدالت را فراهم می‌کند و عدالت نیز زمینه‌ اجتماعی شکوفایی معنویت را تضمین می‌سازد. این دیالکتیک می‌تواند موتور محرک تغییرات مثبت و پایدار در جامعه باشد؛ زیرا هرگاه معنویت به سطح عمل اجتماعی راه یابد، عدالت ساختاری نیز عمق و معنا پیدا می‌کند. در حقیقت از رابطه دیالیکتیکی عدالت و معنویت، سعادت اجتماعی متحقق خواهد شد. پژوهش حاضر درپی آن است که با تبیین این رابطه‌ تعاملی، الگویی متوازن از پیوند میان معنویت، اخلاق و عدالت ارائه دهد که بتواند در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی و اجتماعی جوامع معاصر الهام‌بخش باشد. همچنین امید می‌رود که این الگو بتواند مبنایی برای بازاندیشی در شیوه‌های تعلیم‌وتربیت، طراحی برنامه‌های توسعه‌ اجتماعی و تقویت انسجام اخلاقی در جامعه‌ امروز فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین جامعه‌شناختی عامل موثر در ظهور موعود(عج)</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79929.html</link>
      <description>پدیده ظهور امری اجتماعی است؛ این امر اجتماعی برای تحقق خود نیاز به شرط اجتماعی دارد. شرط کافی برای ظهور، در حقیقت وجود جامعه منتظراست. علت تأخیر در ظهور در نگاه جامعه‌شناختی، این است که تا زمانی که جامعه در شرایط انتظار قرار نگیرد، شرط کافی ظهور محقق نشده و ظهوری اتفاق نخواهد افتاد. اینکه جامعه منتظر چیست و چگونه باید محقق شود، پرسشی است که پژوهش حاضر با رویکردی جامعه‌شناختی معتقد است که یکی از شرایط بنیادی شکل‌گیری جامعه منتظر، همبستگی اجتماعی است. از این‌رو، در این تحقیق با بهره‌گیری از روش توصیفی- تحلیلی، تلاش شده تا با استفاده از آثار و تراث اسلامی نشان داده شود که چگونه عواملی چون هم‌اندیشی، صداقت، محبت و دگرخواهی و... می‌توانند همبستگی اجتماعی را تقویت نموده و عامل تداوم و ثبات انسجام در میان افراد جامعه شوند. اما این حقیقت را نیز نمی‌توان نادیده گرفت که پدیده‌های اجتماعی مثبت و مفید، در هر جامعه‌ای از یک‌سری عوامل و آسیب‌های اجتماعی در امان نخواهند بود. انسجام اجتماعی به عنوان پدیده‌ای اجتماعی که در مسیر تحقق شرط کافی ظهور اثرگذار است نیز از این امر مستثنی نیست؛ چون عواملی نظیر: سوءظن و بدبینى‌هاى بى‌جا، بهتان و افترا، توقع‌هاى بى‌جا، جاه‌طلبى و برترى‌جویى، بُخل، حسد و کینه در میان افراد جامعه می‌توانند موجب عدم تحقق همبستگی اجتماعی و یا تضعیف آن شده و شرط کافی ظهور را به تأخیر بیندازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیشگیری جامعه‌مدار در قرآن کریم</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79920.html</link>
      <description>هنجارمندی در صورت‌های مختلف اکراهی و متعهدانه، از نیازهای ممتاز هر جامعه‌ای است و بدون آن برنامه‌ریزی و عملیاتی‌سازی آن برای رسیدن به اهداف اجتماعی سخت و چه‌بسا ناممکن خواهد شد. سازوکارمختلفی که در جامعه برای رسیدن به این منظور بکارگرفته می‌شود، پیشگیری نامیده می‌شود. مسأله پژوهش حاضر تحلیل این مقوله در صورت جامعه‌مدار آن است که کنشگری متعهدانه و نه اکراهی را درپی ‌دارد. در این مقاله تلاش شده تا در پرتو آیات وحیانی مسأله مذکور مورد بررسی قرارگیرد. این نوع پیشگیری در صورت‌های مختلف قابل ‌پیگیری بوده و در این مقاله دو بُعد پیوند عاطفی و سلامت مظاهر اجتماعی که نقش متفاوتی در هنجارمندی دارند، بررسی می‌شود. در این پژوهش از روش تفسیر موضوعی و شیوه تحلیل منطقی در تفسیر آیات استفاده شده است. نتایج نشان داد، عمق و گسترش پیوندهای عاطفی بین اعضای جامعه که ملاط اجتماعی شمرده می‌شود، بستر روانی پذیرش همدلانه هنجارهار را آماده می‌کند و سلامت مظاهر اجتماعی، از طریق حذف حریم و شکوه هنجارهایی در ذهنیت جامعه و فرهنگ عمومی، بر کنشگری انسان اثر می‌گذارد و او را برای پذیرش قواعد و اعتباریات جامعه که جهت تسهیل در روابط اجتماعی تدوین شده، ملتزم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اصول اخلاق قومی و ملی و نقش آن در انسجام اجتماعی</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79700.html</link>
      <description>در جوامع بشری، به ویژه جوامع چندفرهنگی، چالش اصلی این است که چگونه می‌توان هم به تنوع فرهنگی، مذهبی، قومی و یا نژادی احترام گذاشت و هم اصول اساسی اخلاق ملی را حفظ کرد. حیات اجتماعی بشری، بیانگر این واقعیت تلخ است که برتر پنداشتن برخی گروه‌های قومی و انسانی، به دلیل تعلق به قومیت و نژاد یا زبان خاص، بسترساز تعارضات، اختلافات، تنش‌‌های قومی و یا نژادی بوده است. هدف این پژوهش، واکای و تبیین نقش اصول اخلاق قومی و ملی در هویت یکپارچه ملی و انسجام اجتماعی است؛ اینکه چگونه می‌‌توان تنوع هویت‌های قومی، تنش‌ها و اختلافات قومی و... را جهت‌دهی نموده، هویت ملی یکپارچه و منسجم داشت. این پژوهش با روش تحلیلی توصیفی و اسنادی به واکاوی مبانی و اصول اخلاق قومی و ملی و نقش آن در تقویت انسجام اجتماعی با تاکید بر دیدگاه علامه مصباح یزدی می‌‌پردازد. یافته‌های پژوهش حاکی از این است که هرچند برخی ذهنیت و سرگذشت مشترک تاریخی، میراث مشترک فرهنگی و دین مشترک و برخی نیز فرهنگ،‌ پرچم، محدوده جغرافیایی و زبان را موجب همبستگی و وحدت ملی برمی‌‌شمارند، اما در اسلام پایبندی به مبانی اخلاق قومی و ملی (ازجمله اعتقاد به توحید و یکتاپرستی، عدالت‌‌خواهی، آخرت‌گرایی و معادباوری، سنّت‌‌های الهی در تدبیر جوامع، و اخلاق‌مداری)، و پایبندی به اصول اخلاق قومی و ملی (ازجمله اصل کمال‌‌جویی، همبستگی و اتحاد مسالمت‌‌آمیز، مسئولیت‌‌پذیری اقوام در برابر رفتار خویش، امر به معروف و نهی از منکر) ازجمله عوامل مهم تقویت همبستگی ملی و انسجام اجتماعی هستند. بنابراین، در جامعه دینی، با پایبندی به مبانی اخلاق قومی و ملی و نیز اصول اخلاقی می‌توان شاهد همزیستی مسالمت‌آمیز اقوام و نژادهای گوناگون با حفظ هویت ملی و دینی خویش بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی سازه‌های معنایی «امدادرسانی» و دلالت‌های اجتماعی آن در قرآن کریم</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79927.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر تبیین نظام معناشناختی مفاهیم حوزه &amp;amp;laquo;امدادرسانی&amp;amp;raquo; در قرآن کریم و تحلیل دلالت‌های اجتماعی برآمده از آن، با تکیه بر معناشناسی شبکه‌ای بوده است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی با رویکرد معناشناسی تاریخی و تحلیل مؤلفه‌ای است که در آن، بافت‌های قرآنی، معنای محوری و توسعه معنایی هر واژه واکاوی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که پنج واژه کلیدی &amp;amp;laquo;اعطاء&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;انفاق&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ایتاء&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;رفد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رزق&amp;amp;raquo;، اگرچه در معنای پایه &amp;amp;laquo;امدادرسانی&amp;amp;raquo; مشترک هستند، اما هر یک با مؤلفه‌های معنایی منحصربه‌فرد، دامنه شمول و کارکرد اجتماعی متفاوتی یافته‌اند: &amp;amp;laquo;اعطاء&amp;amp;raquo; به عنوان هسته عام و فراگیر، &amp;amp;laquo;انفاق&amp;amp;raquo; بر بخشش همراه با خروج از ملکیّت و ایثار، &amp;amp;laquo;ایتاء&amp;amp;raquo; بر اعطای مواهب بزرگ و با شأن، &amp;amp;laquo;رفد&amp;amp;raquo; بر عطای توأم با پشتیبانی فعال، و &amp;amp;laquo;رزق&amp;amp;raquo; بر عطای نافع و حیات‌بخش مستمر دلالت دارد. این مفاهیم در تعامل با یکدیگر، شبکه‌ای معنایی را شکل می‌دهند که افزون‌بر دلالت زبانی، واجد دلالت‌های اجتماعی مشخصی است. این پژوهش با بهره‌گیری از روش‌شناسی ترکیبی سه‌مرحله‌ای (تحلیل مؤلفه‌های معنایی، بافت‌شناسی اجتماعی و استنتاج دلالت‌های اجتماعی) نشان می‌دهد که این شبکه معنایی، الگویی منسجم برای بازتعریف رابطه &amp;amp;laquo;خود&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;دیگری&amp;amp;raquo;، نهادینه‌سازی مسئولیت‌پذیری جمعی، تمایز میان کمک فداکارانه و تأمین حکیمانه، تقویت همیاری متقابل، و پشتوانه‌سازی برای قوانین حمایتی در جامعه اسلامی ارائه می‌دهد. نتیجه نهایی آنکه، شناخت دقیق این شبکه می‌تواند مبانی نظری و عملی سبک زندگی اسلامی را در حوزه روابط اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی تقویت کرده و &amp;amp;laquo;امدادرسانی&amp;amp;raquo; را از یک کنش فردی به یک نظام اجتماعی منسجم تبدیل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بایسته‌‌های مهندسی پیام از منظر اسلام و کاربست آن در رسانه ملی</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79932.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین بایسته‌های مهندسی پیام در رسانه، از منظر اسلام انجام شده است. با توجه به نقش محوری رسانه‌ها در شکل‌دهی افکار و ارزش‌های جامعه، ضرورت توجه به اصول و معیارهای اسلامی در طراحی، تولید و انتقال پیام‌های رسانه‌ای احساس می‌شود. هدف اصلی پژوهش، استخراج چارچوبی نظام‌مند و مبتنی بر منابع دینی برای مهندسی پیام است که بتواند مبنایی نظری و کاربردی برای رسانه‌ها فراهم آورد. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون، براساس مدل شش گامی براون و کلارک انجام شد. جامعه پژوهش شامل منابع اسلامی اصیل (قرآن کریم، احادیث معتبر از کتبی مانند اصول کافی و بحارالانوار، تفاسیر علمای برجسته، و منابع فقهی) و محتوای برنامه‌های رسانه ملی بود. نمونه‌گیری به صورت هدفمند انجام شد و 50 متن اسلامی و 20 برنامه از رسانه ملی انتخاب گردید. داده‌ها از طریق کدگذاری دستی و با استفاده از فرم‌های کدگذاری تحلیل شدند. برای تضمین روایی، از استراتژی سه‌گانه‌سازی و بررسی توسط کارشناسان حوزه دین و رسانه استفاده شد، و پایایی از طریق کدگذاری مجدد با ضریب توافق 87% تأیید گردید. نتایج تحلیل مضمون منجربه شناسایی سه دسته اصلی بایسته‌ها شده است. بایسته‌های قالبی و فرمی شامل زیبایی‌شناسی اسلامی، ایجاز مفید، ساختار منطقی و تناسب قالب با محتوا است که بر اهمیت طراحی فرم پیام به گونه‌ای زیبا، مختصر و منسجم تأکید دارد. بایسته‌های محتوایی شامل صحت و صداقت، منفعت عمومی، وحدت و انسجام، و برتری اقناعی است که بر ضرورت تولید محتوای راستگو، مفید و هدایت‌گر تمرکز می‌کند. بایسته‌های مخاطب‌محور شامل نیازسنجی دقیق، توجه به ابعاد وجودی (بینشی، ارزشی، کنشی)، مسئولیت‌پذیری و تناسب فرهنگی بودند که بر اهمیت شناخت عمیق مخاطب و تشویق او به کنشگری مسئولانه تأکید دارند. ارزیابی انطباق برنامه‌های رسانه ملی با این بایسته‌ها نشان داد که میانگین انطباق کلی 68% است. بایسته‌های محتوایی با 73% بالاترین و بایسته‌های مخاطب‌محور با 64% کمترین انطباق را داشتند. برنامه‌های دینی و سریال‌های تاریخی عملکرد نسبتاً مطلوبی نشان دادند، اما تبلیغات تجاری و برنامه‌های گفت‌وگومحور در رعایت بایسته‌ها ضعیف بودند. بایسته‌های مهندسی پیام از منظر اسلام در سه بُعد قالبی، محتوایی و مخاطب‌محور قابل تبیین هستند و چارچوبی جامع برای تولید پیام‌های رسانه‌ای اثرگذار فراهم می‌آورند. رسانه ملی نیاز به تقویت ایجاز و دیجیتال‌سازی قالب‌ها، تدوین چک‌لیست‌های فقهی، و ایجاد پلتفرم‌های تعاملی دارد. این پژوهش می‌تواند زمینه‌ساز توسعه الگوهای کاربردی در حوزه مهندسی پیام اسلامی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جنگ ادراکی در سایه بیماری: تحلیل راهبردهای بی.‌‌بی.‌‌سی. فارسی برای تغییر باورهای دینی ایرانیان در پاندمی کرونا</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79922.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر تحلیل راهبردهای عملیات ادراکی صفحه اینستاگرام بی.‌بی.‌سی. فارسی علیه جمهوری اسلامی ایران در بحران کرونا است. با توجه به گستردگی مخاطبان ایرانی صفحه اینستاگرامی این شبکه، درک چگونگی بهره‌برداری این رسانه از بحران‌ها برای مدیریت افکار عمومی و تحریک عواطف مخاطبان ایرانی حائز اهمیت است. در این مطالعه، با استفاده از روش تحلیل مضمون، تمام پست‌های اینستاگرامی بی.‌بی.‌سی. فارسی در بازۀ زمانی هشت ماهه ابتدایی شیوع کرونا در ایران بررسی شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که بی‌.بی‌.سی. فارسی، عملیات‌ شناختی خود را بر پایه دو راهبرد اصلی &amp;amp;laquo;تخریب چهره دین&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تضعیف باورهای دینی&amp;amp;raquo; پیش برده‌ است. راهبرد نخست از تاکتیک‌هایی مانند &amp;amp;laquo;قم‌هراسی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تخریب چهره افراد مذهبی&amp;amp;raquo; استفاده کرده است. این امر با هدف مخدوش کردن قداست قم به عنوان مرکزی مذهبی و نفی اعتبار اقدامات دینی در کنترل بحران کرونا صورت گرفته است. راهبرد دوم نیز با ایجاد دوگانه‌هایی مانند &amp;amp;laquo;سلامت و آیین‌های مذهبی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سلامت و زیارت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سلامت و مراسم عزاداری محرم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تقابل علم و دین&amp;amp;raquo;، به دنبال ایجاد سردرگمی و چالش در باورهای دینی مردم ایران بوده است. در مجموع، این پژوهش تاکید می‌کند که در پاندمی کرونا، رسانه‌های معاند با بهره‌گیری از راهبردهای پیچیده، قدرتمند و نامحسوس، اعتقادات مخاطبان ایرانی را به منظور تغییر نگرش و رفتار آنان در قبال دین، نهادهای مذهبی و نظام حاکم، هدف قرار داده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل افزایش ایمان در مواجهه با تهدیدات با تأکید بر نظریه سرمایه روانشناختی لوتانز</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79911.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر تحلیل فرایند افزایش ایمان در مواجهه با تهدیدات، براساس آیه &amp;amp;laquo;فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا&amp;amp;raquo;، با رویکرد میان‌رشته‌ای و در چارچوب نظریه سرمایه روان‌شناختی لوتانز بوده است. این پژوهش با روش تحلیل معناشناسی واژگان کلیدی، بررسی سیاق تاریخی و شأن نزول آیه و تطبیق آن با مؤلفه‌های چهارگانه سرمایه روان‌شناختی (امید، تاب‌آوری، خوش‌بینی و خودکارآمدی)، به بررسی سازوکار تبدیل تهدید به فرصت رشد معنوی پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که عبارت قرآنی مذکور، الگویی پویا و کاربردی برای تقویت منابع درونی در برابر بحران‌ها ارائه می‌دهد. ترس آگاهانه و مبتنی بر احترام (خشیة) به‌ عنوان یک محرک خارجی، با فعال‌سازی مکانیسم‌های توکل و ایمان، موجب تقویت همزمان مؤلفه‌های سرمایه روان‌شناختی و افزایش ایمان می‌شود. امید (با محوریت توکل و تعیین هدف الهی)، تاب‌آوری (توانایی بازگشت و رشد پس از ضربه)، خوش‌بینی (تفسیر مثبت تهدیدات به‌عنوان تحقق وعده‌های الهی) و خودکارآمدی (باور به توانایی مقابله با اتکاء به قدرت الهی) در تعامل با یکدیگر و در بستر یک نظام اعتقادی توحیدی، سازوکاری یکپارچه و مؤثر برای مدیریت بحران و ارتقای سلامت روانی- معنوی ایجاد می‌کنند و الگویی تربیتی-کاربردی برای مواجهه مؤمنانه با تهدیدات فردی و اجتماعی در عصر حاضر ارائه می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرصتها و تهدیدهای سواد دیجیتال و استفاده از هوش مصنوعی در تقویت و تحریف هویت فرهنگی جامعه</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79912.html</link>
      <description>مسأله و هدف: گسترش فناوری‌های دیجیتال و هوش مصنوعی، تأثیرات متناقض‌نمایی بر هویت فرهنگی جامعه داشته است؛ به طوری که همزمان هم فرصت‌های بی‌سابقه‌ای برای تقویت، احیا و نوآوری فرهنگی ایجاد می‌کند و هم تهدیدهای جدی برای تحریف، یکسان‌سازی و تضعیف اصالت فرهنگی به همراه آورده است. هدف این پژوهش، واکاوی نظام‌مند این فرصت‌ها و تهدیدها با تمرکز بر نقش کلیدی سواد دیجیتال به عنوان عامل تعدیل‌گر در این تعامل است.
روش پژوهش: این مطالعه با بهره‌گیری از روش فراتحلیل کیفی و با تحلیل مضامین ۲۰ مطالعه شاخص انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش، تلفیقی از شش رهیافت کلیدی (نظریه ساخت‌یابی، نظریه هویت اجتماعی، فلسفه فناوری پساپدیدارشناختی، انسان‌شناسی سایبورگ، مطالعات فرهنگی دیجیتال و اکولوژی رسانه) را برای تحلیل چندسطحی پدیده به کار گرفته است.
یافته‌ها: یافته‌ها در قالب دو چارچوب مفهومی ارائه شد. چارچوب فرصت‌ها سه محور توانمندسازی شهروندان، احیای میراث فرهنگی و تقویت خلاقیت و تنوع بیانی را شناسایی می‌کند. در مقابل، چارچوب تهدیدها چهار محور اصلی تشدید نابرابری‌ها و حذف صداهای فرهنگی، تخریب تنوع از طریق سوگیری و قطبی‌سازی الگوریتمی، تضعیف اصالت و یکپارچگی میراث و بحران در معنا و انسجام هویت فردی و جمعی را نشان می‌دهد. 
نتیجه‌گیری: آینده هویت فرهنگی در عصر هوش مصنوعی، امری جبری نبوده و می‌توان با تقویت سواد دیجیتال نقادانه، تدوین سیاست‌های حکمرانی مسئولانه بر فناوری و طراحی سیستم‌های هوشمند حساس به زمینه‌های فرهنگی، مسیر تأثیرات را به سمت فرصت‌های تقویت‌کننده هدایت کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تأثیر جهادتبیین بر تقویت رفتارهای اجتماعی مطلوب: یک مطالعه کیفی</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79914.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی تأثیر جهاد تبیین بر تقویت رفتارهای اجتماعی مطلوب انجام شد. روش تحقیق به‌صورت توصیفی–تحلیلی و در چارچوب مطالعات کیفی طراحی گردید. داده‌ها  از طریق مطالعات کتابخانه‌ای گردآوری و سپس با بهره‌گیری از تحلیل محتوای منابع مرتبط در حوزه روان‌شناسی اجتماعی، علوم اجتماعی و متون دینی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌های پژوهش نشان داد که جهاد تبیین می‌تواند در چندین سطح به ارتقای رفتارهای اجتماعی مطلوب کمک کند. نخست، مسئولیت‌پذیری افراد از طریق تبیین جایگاه و وظایف انسان در قبال جامعه و نیز تعدیل در اسناد علل رفتار تقویت می‌شود. دوم، همبستگی اجتماعی با ارتقای اعتماد اجتماعی و تقویت هویت اجتماعی–دینی افزایش می‌یابد و این امر به انسجام بیشتر میان اعضای جامعه منجر می‌گردد. سوم، جهاد تبیین قادر است زنجیره تواصی به حق را با ایجاد همنوایی اطلاعاتی، تثبیت هنجارهای حق‌طلبی و اعمال فشار اجتماعی حفظ و تقویت نماید. چهارم، این گفتمان از طریق درونی‌سازی ارزش‌های اخلاقی و ایجاد شبکه‌های کنترل غیررسمی، زمینه کاهش رفتارهای انحرافی و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی را فراهم می‌آورد. در مجموع، نتایج نشان می‌دهد که جهاد تبیین نه‌تنها یک راهبرد گفتمانی در سطح کلان است، بلکه می‌تواند به‌عنوان مکانیزمی مؤثر در ارتقای سرمایه اجتماعی و الگوسازی رفتارهای مطلوب روزمره نیز ایفای نقش کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه شناختی پیامدهای هوش مصنوعی در مواجهه با لایه‌ درونی هویت فرهنگی</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79915.html</link>
      <description>در دوران معاصر با پارادایم و نظام جهانی نوینی مواجهیم که وضعیتی مشابه آغاز انقلاب صنعتی در بریتانیا را تداعی می‌کند. به این معنا که با گسترش و پیشرفت فناوری به‌ویژه هوش مصنوعی در سال‌های اخیر، ایستایی و پایداری ابعاد مختلف زندگی انسان کاهش‌یافته است و آثار این تغییر سایر ساحت‌های جامعه بشری را تحت‌تأثیر قرار داده است. هوش مصنوعی، علی‌رغم عمر کوتاهش، تأثیرات شگرفی در همه ابعاد زندگی اجتماعی بشر بر جای گذاشته است. در این پژوهش با رویکرد جامعه‌شناختی، پیامدهای فناوری هوش مصنوعی بر لایه درونی هویت فرهنگی بررسی شده است. هویت فرهنگی در دولایه درونی (باورها و ارزش‌ها) و بیرونی (نمادها و هنجارها) تبیین شده و پرسش اصلی بر پیامدهای مثبت و منفی هوش مصنوعی در لایه‌های درونی و عناصر تشکیل‌دهنده آن متمرکز بود. از نظر روش‌شناختی، این پژوهش به روش تحلیل محتوای کیفی جهت‌دار انجام شده است؛ همچنین روش گردآوری داده‌ها کتابخانه‌ای - اسنادی است. یافته‌ها نشان می‌دهد هوش مصنوعی در لایه درونی هویت فرهنگی می‌تواند با حفظ و ثبت، تحلیل عمیق، افزایش دسترسی، نوآوری و تقویت تعاملات فرهنگی، به احیای باورهای فراموش‌شده و گسترش گفتمان‌های چندجانبه کمک کند؛ اما درعین‌حال، خطراتی مانند سوگیری، تحریف، همگون‌سازی، تجاری‌سازی، کاهش نقد و بازنگری انتقادی و تقویت گفتمان‌های تبعیض‌آمیز را نیز به دنبال دارد که می‌تواند اصالت و تنوع هویت فرهنگی را تهدید کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی عوامل جامعه‌شناختی مسئولیت پذیری از منظر دین</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79916.html</link>
      <description>بسط تقدم حق بر تکلیف باعث کمرنگ شدن مسئولیت‌پذیری و تضعیف کنترل‌های درونی و اجتماعی شده، جای خود را به کنترل سیستمی و خود تنظیم‌گری با ابزارهای سخت و مدرن می‌دهد. یافته‌های تحلیل محتوای کیفی از داده‌های متنی ارائه‌شده، نشان می‌دهد که آموزه‌های دینی با تقدم مسئولیت بر حق، حقوق انسان را در قبال تمام مسئولیت‌های او تبیین می‌کند. از منظر قرآن کریم، مسئولیت‌پذیری را پدیده‌ای چندبعدی و متأثر از سازوکارهای پیچیده اجتماعی است. مهم‌ترین این سازوکارها عبارتند از: 1) گونه‌شناسی قدرت و نقش دوگانه آن در تقویت یا تضعیف مسئولیت‌پذیری؛ 2) سرمایه اجتماعی مبتنی بر اعتماد، هنجارهای عمل متقابل و شبکه‌های ایمانی؛ 3) کنش جمعی در قالب امر به معروف و نهی از منکر و تقسیم کار اجتماعی. قرآن «سودمحوری فردی» به عنوان بنیان مسئولیت در نظریات غربی را رد می‌کند و با ارائه الگویی که هم بر ساختارهای عادلانه و هم بر عاملیت اخلاقی تکیه دارد، سیمایی عمیقاً جامعه‌شناختی و فرهنگی از مسئولیت‌پذیری ارائه می‌دهد؛ آموزه‌های دینی سیستمی از نظارت اجتماعی چندلایه (افقی، عمودی، درونی) ایجاد نموده که از مسئله سواری مجانی جلوگیری کرده؛ همبستگی مکانیکی-ارگانیکی توأمان را تقویت می‌نماید. این الگو امکان گفتگوی انتقادی با پارادایم‌های غالب جامعه‌شناختی (عقلانیت ابزاری، قراردادگرایی، سودمحوری) را فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سازه‌های معنایی فرهنگ «تفاهم و آشتی» در قرآن کریم باتکیه بر تحلیل شبکه‌ای</title>
      <link>https://gnoe.bou.ac.ir/article_79917.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بازشناسی و تحلیل نظام‌مند سازه‌های معنایی مفاهیم «تفاهم و آشتی» در قرآن کریم انجام شده است. برای دستیابی به این هدف، هفت کلیدواژه‌ی محوری «عفو»، «صفح»، «غفران»، «تجاوز»، «محو»، «ستر» و «تکفیر» با بهره‌گیری از روش تحلیل شبکه‌ای معنایی، مورد بررسی قرار گرفتند. داده‌ها با اتکا بر منابع لغوی، تفسیری و بافت‌های کاربردی آیات، به روش توصیفی-تحلیلی استخراج و واکاوی شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که این واژگان، ضمن قرارگیری در یک دایره و شبکه معنایی واحد، از سلسله‌مراتب مفهومی و کارکردی متمایزی برخوردارند: «عفو» به گذشت ارادی و اسقاط مجازات، «صفح» به اعراض و روی‌گردانی همراه با ترک مؤاخذه، «غفران» و «تکفیر» به پوشاندن گناه با تأکید بر وجه پاداش الهی، «تجاوز» به گذر از گناه، «محو» به محو و نابودی کامل اثر گناه، و «ستر» به پوشش محض بدون دلالت بر بخشش اشاره دارد. در نتیجه، این پژوهش با کشف شبکه‌ای منسجم و سلسله‌مراتبی از مفاهیم مرتبط با تفاهم و آشتی، هم به غنای مطالعات تفسیری و معناشناختی قرآن یاری می‌رساند و هم با ترسیم نقشه‌ای دقیق از کنش اجتماعی گذشت، دلالت‌های کاربردی مهمی برای تنظیم روابط انسانی و تعمیق ساحت معنوی و پایه‌ای نظری برای تنظیم مناسبات اخلاقی، تربیتی و اجتماعی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
